تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
صد شكر هرآنچه كرده پنهان * بر رأى خديو كامران نيست فتحعلى آن شهى كه دايم * جز مدحت او به هر زبان نيست هرجا شاهى از اوست بر تخت * جز او به زمانه شه‌نشان نيست رزق همه خلق را تو گويى * غير از كف او كسى زبان نيست برگو به من از امام‌جمعه * بر خاطر وى اگر گران نيست با نوح نبى تو را چه‌كار است ؟ * ارثى كه ز لوط در ميان نيست دست از سر ملك بنده بردار * اين لقمه نصيب آن دهان نيست اى معدن عدل و منبع داد * از دست امام‌جمعه فرياد با اين‌همه شور و شين غوغا * چم‌طاق نمىدهم به آقا اين دولت و تخت جاودان باد * پيوسته به صاحب الزمان باد تا هست نشان كامرانى * در دهر هميشه كامران باد تا ابلق چرخ در خرام است * خنگ لنگش به زير ران باد دستش كه به بزم زرفشان است * تيغش به رزم سرفشان باد بر درگه پادشاه جمجاه * هنداى سپهر پاسبان باد هرجا كه معانى بديع است * از مدحت شاه در ميان باد دست و حل هركه بحر كان است * غيرت‌افزاى بحر كان باد تا هست بيان به هر زبانى * اين شعر به هر زبان [ بيان ] باد اى معدن عدل و منبع داد * از دست امام‌جمعه فرياد با اين‌همه شور و شين غوغا * چم‌طاق نمىدهم به آقا
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 414 | مير سيد على جناب