صد شكر هرآنچه كرده پنهان * بر رأى خديو كامران نيست
فتحعلى آن شهى كه دايم * جز مدحت او به هر زبان نيست
هرجا شاهى از اوست بر تخت * جز او به زمانه شهنشان نيست
رزق همه خلق را تو گويى * غير از كف او كسى زبان نيست
برگو به من از امامجمعه * بر خاطر وى اگر گران نيست
با نوح نبى تو را چهكار است ؟ * ارثى كه ز لوط در ميان نيست
دست از سر ملك بنده بردار * اين لقمه نصيب آن دهان نيست
اى معدن عدل و منبع داد * از دست امامجمعه فرياد
با اينهمه شور و شين غوغا * چمطاق نمىدهم به آقا
اين دولت و تخت جاودان باد * پيوسته به صاحب الزمان باد
تا هست نشان كامرانى * در دهر هميشه كامران باد
تا ابلق چرخ در خرام است * خنگ لنگش به زير ران باد
دستش كه به بزم زرفشان است * تيغش به رزم سرفشان باد
بر درگه پادشاه جمجاه * هنداى سپهر پاسبان باد
هرجا كه معانى بديع است * از مدحت شاه در ميان باد
دست و حل هركه بحر كان است * غيرتافزاى بحر كان باد
تا هست بيان به هر زبانى * اين شعر به هر زبان [ بيان ] باد
اى معدن عدل و منبع داد * از دست امامجمعه فرياد
با اينهمه شور و شين غوغا * چمطاق نمىدهم به آقا
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 414
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤١٤