و نيز :
آنچه در جان و دلم صبر و قرارش خوانند * برده از يك نظر آن شوخ كه يارش خوانند
عبّاس قلى ميرزا
ابن حاج محمّد ولى ميرزا بن فتحعلى شاه ، مانند پدر در علوم رياضى قديم و جديد مهارت داشته ، به مناسبت آنكه ميرزا آقا خان صدراعظم ، مرسوم ديوانى آنها را محوّل به اصفهان نموده بود و حبيبآباد و دستگرد و برخوار را تيول آنها ساخته بود ، آنها به اصفهان آمده متوطّن شدند .
علوم عقليّه و شرعيّه و ادبيّه را دارا بود . كتابخانه او را در اصفهان اهميّت داشت ، در سال هزار و سيصد و هفت وفات كرد .
بديع الزمان عباسى
فرزند على رضا عبّاسى از مفاخر قرن [ ده و ] يازده هجرى بشمار است ، ابتدا به تحصيل علوم پرداخت تا در بيشتر علوم خاصّه علم حكمت ، مقدّم بر سايرين شد . آنگاه به مشق خط قيام نمود در نزد پدر خود تا از خوشنويسان مشهور گشت ، و به لغات معموله تكلّم مىكرد و در دستگاه سلطنت صفويّه مقامى داشت . در خطّ و شعر نابغه بود . از اوست : « * »
بدين خرّمى جهان ، بدين تازگى بهار * بدين روشنى شراب ، بدين نيكويى نگار
هامش
( * ) پيدايش خطّ و خطّاطان ، ص 242 .