فتح قندهار به اصفهان ، باز عبد الباقى را خواست ، « * » و عبد الباقى به اصفهان آمد ، مورد مراحم شاهانه گشت و نوشتن كتيبههاى مسجد شاه او محوّل شد . و كتيبه به خط ثلث جلى در گنبد و ايوان مسجد شاه به امضاى عبد الباقى بدون تاريخ موجود است ، كتيبه دور گنبد مسجد شاه و كتيبه دور صفه روبهقبله و كتيبه دور طاق درب مسجد شاه را شاهعبّاس براى جلوه داشتن اين چند محل به او محوّل ساخت .
و نيز يك عبد الباقى اصفهانى خوشنويس هم بوده كه معاصر شاه اسماعيل صفوى مىباشد .
اين عبد الباقى دانشمند در نگاشتن خط ثلث و نسخ و نستعليق ماهر و از سايرين مقدم بود و با آنكه منظور نظر شفقت شاهعبّاس بود ، باز زبان شكايت مىگشود ، به مناسبت وفور كمالات و بىقدردانى اهل زمانه ، اشعارى متأثر مىسرود « * * » :
در قصه شنيديم كزين پيش بزرگى * يك بدرهء زر داد به يك بيت فلانى
ما هم به طمع پيش بزرگان زمانه * بستيم ميانى و گشاديم زبانى
برديم بسى رنج و نشد حاصل از اين كار * جز خوردن خونى و بهجز كندن جانى
گر تربيت اين است ، بسا كاهل سخن را * دل تافته گردد چو تنور از پى نانى
هامش
( * ) مؤلف : بعد از فتح بغداد .
( * * ) پيدايش خط و خطاطان ، ص 188