لطف ، بعضى نسبت به حكيم سنايى دادهاند . از اوست :
از ردّ و قبول دگرانش چه تفاوت * آن بنده كه در چشم خريدار درآمد
ايضا :
اين كعبه و آن مسجد آدينه طلب كرد * ره سوى تو آن برد كه در سينه طلب كرد
ايضا :
زان در توفيق نگشايند بر رويت كه تو * از همه كارى چو درمانى ، توكّل مىكنى
و گفتهاند كه مراتب فضل او را طبابت و طبابت او را شاعرى مستور نموده [ بود ] . « * »
شرف الدّين شفروهء ( شاعر )
[ شرف الدّين ] فضل اللّه از اقران و اقرباى جمال الدّين عبد الرزاق و صاحب كتاب " اطباق الذهب " است مقابل " اطواق الذهب " زمخشرى ، كه بر كمالات او شاهد است . صاحب " رياض العارفين " « * * » نوشته او را شفروه من مضافات اصفهان كه آن را پزوه نيز گويند ، ليكن ظاهر تعبير از شفروه به كفروه رويدشت به مناسبت تعريب اولى باشد تا پزوه . زمان اتابك شيرگير ملكالشعراء 112 شد . از اوست :
اگر رحمت الّا به طاعت نبخشى * پس اين بيع خوانند ، جود و عطا كو ؟
هامش
( * ) همان ، ج 2 ، ب 1 ، ص 40 .
( * * ) رياض العارفين ، ص 365 .