حاجى سيّد محمّد باقر سبط رشتى
اوّل اديب زمان خود در اصفهان [ بود ] . فرزند حاج سيّد اسد الله بيدآبادى است . هنگام فوت پدر ، با مادر خود در سفر عتبات همراه بودند ، پس از اينكه در كرند حاج سيّد اسد الله وفات كرد مادرش او را به نجف برد و چون خانوادهء مادرى او در نجف و اطراف نجف سكونت داشتند در همانجا متوقف شدند ، و عمر خود را به تحصيل مىگذرانيد كه كسالت قلبى بر او عارض شده تحصيلات او را متوقف ساخت . تا عموهاى او در اصفهان بودند و رياست و امامت مسجد را داشتند او ملاحظه مىكرد و به اصفهان نمىآمد .
پس از فوت آخرين عموهاى خود - حاج سيّد جعفر - و درخواست اهالى بيدآباد ، حاج سيّد محمّد باقر به وطن خود مراجعت نمود و امامت مسجد بيدآباد را دارا شد . در اوايل ورود ، مجلس درسى هم برقرار ساخت ، ليكن چون درسهاى خارج در آن تاريخ يا به سبب مهارت مدرّس رونق داشت يا به سبب ماهيانهاى كه به محصلين آن محضر مىرسيد ، اما چون محضر حاج سيّد محمّد باقر فاقد هر دو شرط بود ، رونق و دوامى نگرفت .
حاج سيّد محمّد باقر بسيار باحيا و كمصحبت و كممعاشرت بود ، در فنون ادبيه به تصديق اشخاص مسلّم ، در نجف و اصفهان برتر از همه بود . خط را هم خوب مىنوشت ، اشعار عربى زياد حفظ داشت و خوب مىگفت . چندين مسأله فقهى را مانند رضاع ، منظوم ساخته [ است ] .
حاج سيّد محمّد باقر به سبب اختلاف خانوادگى با بنى اعمام خود ، مجال ترقّى و تحصيل شهرتى نيافت ، بلكه همهوقت در حالت مدافعه بود .
تعميرات زيادى در مسجد سيّد نمود ، ضريح فولادى مطلّاى بسيار عالى صنعت اساتيد اصفهان براى قبر حاج سيّد محمّد باقر ، جدّ خود تمام ساخت و نصب كرد ، ساعت بزرگى كه چند محلهء اصفهان را زنگ او خبردار مىكند بالاى