شدّت فرط محبّتى كه به آن خانواده داشت . 57
به اينطور كه جهت دفع فتنهء افغان و رفع نادر شاه به هندوستان رفته كه از پادشاهان بابرى استمداد كند ، در مقابل كمكهايى كه خانواده صفويه سابقا به آن خانواده كرده بودند .
متأسفانه وقتى به هندوستان رفت و ديد اوضاع دربار سلاطين بابريه كه گرفتار اغراض امرا شده بود و اغتشاشش شبيه دربار صفويه بود پشيمان گرديد .
ليكن توهّمى كه از نادر شاه پيدا كرده بود مانع از مراجعت او شد ، و در بنارس سكونت نمود ، در هزار و صد و هشتاد و يك وفات كرد . 58
مقبره او خارج شهر بنارس شبهاى دوشنبه و پنجشنبه محل ازدحام زوّار مىشود . داراى كمالاتى بوده ، خطوط را نيكو مىنوشته ، سياحت آذربايجان و خراسان و عراق و فارس و غيره را كرده . در لارستان زمان اغتشاش ايران و سلطنت افغان چندى زيست نموده تا موقعى كه اهالى لار بر حاكم خود شورش كردند و با مساعدت كلانتر كه از دوستان شيخ محمّد حزين بود حاكم را كشتند .
متعاقب آن والى فارس قشونى براى تنبيه اهل لار فرستاد و در نتيجه اغلبى از اهالى لار مهاجرت نمودند ، شيخ محمّد على هم كه در اين وقت با آنها دوست بود ناچار به مهاجرت شده به بندرعبّاس رفت و در آنجا هم توقف براى او ممكن نشده ترك ايران را گفت و در دهلى توطّن اختيار كرد . اشعار او همه نوع ديده شده از آن جمله است :
با هرچه بود انس ، جاى تو همان است * هر چيز هواى تو ، خداى تو همان است
و نيز :
از صحبت صوفىمنشان سوخت دماغم * اى بادهپرستان ره ميخانه كدام است