سال هزار و دويست و نود و سه واقع شد . « * »
عبد المؤمن اصفهانى
فرزند صفى الدّين اصفهانى ، از مفاخر قرن هفتم بوده ، در فنون و علوم متنوعه فحلى بىهمتا به شمار مىرفته ، در فنّ كتابت به درجهاى خوش مىنوشت كه هركس خط او را مىديد ، خط ابن ايّوب مىپنداشت . چونكه در آغاز جوانى از اصفهان به بغداد رفته نزد ابن ايّوب استفاده كرده بود تا خطّش ترقّى نموده به وطن خود اصفهان برگرديد .
عبد المؤمن اصفهانى در فن موسيقى بىبديل گشته و شبانهروز جمعى محض استفاده از سر انگشتان هنر و مسرت توأمش كسب افاده مىكردند و در منزلش جمعى از فضلا و بزرگان شهر همواره حاضر بودند تا در سنه ششصد و چهل و شش وفات يافت . « * * »
مير يحيى محى الدّين اصفهانى
انواع كمالات و حسن خط را دارا بود . از شاگردان مير عماد و خواهرزادهء او بود . هفت قلم را كه نسخ و ثلث ، محقّق ، ريحان ، توقيع ، رقاع و تعليق باشد نيكو مىنوشت و نستعليق را خوب و شبيه مير مىنوشت .
وقتى شاهعباس از مير عماد ، شاگردى خواست كه در حسن كتابت و املا و انشا و بلاغت كامل باشد ، مير عماد مير يحيى را معرّفى نمود ، شاهعباس مير يحيى را بخواست و نوشتن كتاب كافى محمّد بن يعقوب كلينى را به او محوّل
هامش
( * ) ر . ك : المآثر و الآثار ، ص 199 .
( * * ) پيدايش خط و خطاطان ، ص 207 .