1020 نشاطى گرجى اصفهانى
نامش محمد باقر بيگ و برادر كهتر احمد بيگ اختر بوده بعد از فوت احمد بيگ خيال اتمام تذكرهء او نموده اجلش فرصت نداد و بر تذكرهء حياتش خاتم خاتمهء ممات برنهاد وى قريب به دو هزار بيت از قصيده و غزل و بحر تقارب به خط خود ديوانى داشته و كسى از من گرفت كه بنگارد و باز سپارد مفقود شد لهذا اشعارش مشهور نيامد در نظرم اين ابيات از او بود ناچار تحرير نمودم از اوست :
نشاطى نشاط از قدحنوشى است * خلاصى ز هر غم به بيهوشى است
چهل سال مر عمر كردم تلف * كه شايد يكى يارى آرم به كف
به هرچندى از مهر مهپيكرى * به سر بردم ايام در كشورى
به شيراز چون رايت افراشتم * يكى را به خود دوست پنداشتم
بپوشاندمش آنچه آراستش * بنوشاندمش آنچه دل خواستش
ز ديرينه ياران من هركسى * تمناى ياريش كردى بسى
يكى روز شد از برم ناپديد * بديشان بپيوست و از من بريد
به هر انجمن گريه سركردمى * به هر بزم نالان گذر كردمى
نشاطى مجو يارى از هيچكس * به خود يار خود را همىدان و بس
غزليات
به خاك افتم بر آن در چون ببينم پاسبانش را * كه تا بوسم بدين تقريب خاك آستانش را
* * *
به بزم غير دانم باده خوردى شب نمىدانم * كه بيرون آمدى از بزم يا رفتى به خواب آنجا