تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 1443

مساهمون:

ص١٤٤٣

796 محيط فراهانى

اسم شريفش ميرزا معصوم و خلف الصدق ميرزا عيسى مشهور به ميرزا بزرگ قائم‌مقام مرحوم بوده در همهء كمالات بر همگنان خود مقدم و معاصرين را مسلم بوده در سنهء 1230 در سن شباب به‌سوى روضهء رضوان شتاب جسته اين چند بيت از نتايج طبع اوست :

تغزل قصيده در مدح خاقان صاحبقران طاب ثراه

اى طرهء يار آفت دلهاى پريشان * از چيست كه دايم چو منى بىسروسامان مفتون به كه‌اى اى همه دلها به تو مفتون * بىجان ز چه‌اى اى همه جانها ز تو بىجان مارى تو كه بر گنج گهر سازى مأوا * يا ابر كه بر ماه فلك سايى دامان روزى كه همىرويد از خاك چه روين * وقتى كه همىبارد از ابر چه قطران هم پشت سمك خسته به پيكار چه زوبين * هم راه ملك بسته ز پرواز چه پيكان پوشد چو ملك درع و نشيند چو به شبديز * مهريست به البرز و سپهريست به خفتان

و له ايضا

روزى كه چرخ بارد آشوب رستخيز * روزى كه خاك آرد زلزال واپسين يك قوم را ز نخوت چون آسكون خروش * يك قوم را به ذلت تا آسمان انين از هول رزم خاك شود در صدف گهر * از شور جنگ سنگ شود در رحم جنين او در كمين خروشان چون رعد در بهار * او بر به زين غريوان چون شير در عرين ماهى است گشته طالع از طرف كوهسار * يا روى او پديد ز خفتان آهنين گيرد چو خامه از پى ايجاد نظم و نثر * گويى به دشت باد پراكنده ياسمين امروز در زمانه به تصديق راستان * بر زمرهء ادب تويى استاد راستين حشمت‌تر است زان رو كز طبع مايه‌ور * هر لحظه جنت آرى مشحون به حورعين از گوشووار و خاتم فيروزه‌يى چه فخر * انگشت دل‌فريب و بناگوش نازنين