و له
هر سر كه هيبتش ز تن ايدر فكند پست * شير از نهيب خورد نياردش استخوان
گنجى كه رايگان بدهد شاه روز رزم * شاهانهتر بود بسى از گنج شايگان
و له ايضا
جادوست سر زلف او عجب نيست * گر دل برد از دست من به دستان
من وقف بتان كردهام دل اما * جان وقف تو اى تو به از دلوجان
دل هركه بخواهد به دو ببخشم * ليكن ندهم جان مگر به جانان
اين دل به چه كار آيدم كه هر روز * با يار نوى بسته است پيمان
دو روز به يك جا نگيرد آرام * هرگز تو دلى ديدهاى بدينسان
هر روز غمى ديگر آورد پيش * نابرده غم پيش را به پايان
يك دردش هنوز نگشته نيكو * دردى دگرش ساخته است پژمان
دردى است كنون بر دلم كه دانم * جز نوش لبش هيچ نيست درمان
نوش لب آن بت كه لعل نوشش * گهگاه ببوسد ركاب سلطان
سلطان جهان پادشاه غازى * خورشيد همه خسروان كيهان
بو نصر محمد شه آنكه تيغش * بازوى ظفر گشت و پشت ايمان
ماهى است درخشان به گاه مجلس * شيرى است خروشان به روز ميدان
با دولت او بخت كرده پيوند * با ملكت او عدل بسته پيمان
اى دست همايون تو نهاده * بر درد همه خلق درمان
وان را كه نگهبان خداى باشد * آسيب نبيند ز رنج دوران
يكچند تن تو اگر بفرسود * از رنج نبايد شدن هراسان
كوهى تو كجا كوه ديد آفت * بحرى تو كجا بحر يافت نقصان
تو مهرى و دانى كه هربه سالى * يكره به كسوف است مهر تابان
و له ايضا فى المدائح
بنفشه خرمن مه كرد و جز بنفشهء او * كسى بنفشه نكرد است ماه را خرمن