ملك دينار كى خرد بجوى * هركه دم زد ز مالك دينار
سوسن و سرو اگرچه آزادند * به غلاميت مىكنند اقرار
مالكان ممالك ملكوت * خازنان خزاين اسرار
به يسار تو مىخورند يمين * به يمين تو مىدهند يسار
ظاهر است اين سخن كه ملك وجود * به وجود تو دارد استظهار
گر ندانى بهاى گوهر خويش * برو از مشترى كن استفسار
نوش كن در مجالس ارواح * گوش كن در سرادق انوار
قدحى بىوسيلت ساقى * سخنى بىقرينهء گفتار
چون كنى عزم خوابگاه عدم * آنگه از خواب خوش شوى بيدار
مىپرستى كه مستيش ازليست * تا ابد كس نبيندش هشيار
راه ادريس كى رود ابليس * بوى گلزار كى دهد گل زار
در مستان عشق زن كه زدند * حلقهء كعبه بر در خمار
غوطه خور در محيط استغنا * خيمهزن در جهان استغفار
تا نهنگى شوى محيطآشام * تا پلنگى شوى جهان اوبار
در طريقت حجاب راه تواند * اسب رهوار و گوهر شهوار
دل به دنيا مده كه نتوان داشت * چشم بيمار پرسى از بيمار
قاف تا قاف را قلم دركش * كاف و نون را چو صفر هيچ شمار
رو به ديوار عشق كن كه خرد * آفتابى است بر سر ديوار
بىپروبال در حديقهء عشق * جعفر وقتى ار شوى طيار
ناخدايى كه با خدا باشد * بود ايمن ز بار و دريابار
برو اى يار و گر خرد دارى * يار آن شو كه آن ندارد يار
تو كم از بلبلى كه شب تا روز * سبق عشق مىكند تكرار
صبحخيزان به ميل مهر كشند * سرمه در ديدهء اولى الابصار
نوعروسان حجله خانهء قدس * مىگشايند برقع از رخسار
يار ديدار مىنمايد ليك * ديدهاى نيست درخور ديدار
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 53
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٥٣