تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤

445 جلال الدّين دوانى

و هو جلال الدّين محمد بن سعد الدّين اسعد الدوانى الكازرونى جنابش به علامهء دوانى مشهور است سالها در شيراز تحصيل كرده و مسلم عهد شده به روزگار دولت سلاطين آق‌قويونلو قضاوت فارس با او بوده تصانيفش بسيار است . مدت هشتاد سال عمر كرده و نهصد و هشت وفات يافته گاهى به نظمى مىپرداخته اين رباعى ازوست :

در مدح شاه ولايت

اى مصحف آيات الهى رويت * وى سلسلهء اهل ولايت مويت سرچشمهء زندگى لب دلجويت * محراب نماز عارفان ابرويت

446 جامى جامى

و هو نور الدّين عبد الرحمن بن نظام الدّين احمد بن شمس الدّين محمد الدشتى الاصفهانى پدرش از اصفهان به جام رفته وى در آنجا نشو و نما كرد اوايل دشتى و پس از آن جامى تخلص گزيد و گفته :
مولدم جام و رشحهء قلمم * جرعهء جام شيخ اسلامى است لاجرم در ميان اهل سخن * به دو معنى تخلصم جامى است
وى مردى فاضل بوده و به خواجه عبيد اللّه احرار نقشبندى ارادت داشته رسالات و تأليفات وى بسيار است ديوان شعر و كتب سبعه‌اش مكرر ديده شده يوسف و زليخايش مرغوب و لوايحش معروف فاضلى بلندهمت و عارفى با علم و حكمت بوده در سنهء 898 رحلت نموده اگرچه اشعارش بىشمار است به چند بيت از غزليات و رباعياتش پرداخت ازوست :