406 محمّد غزالى
كنيتش ابو حامد لقبش حجّة الاسلام برادر مهتر احمد غزالى و از علماء معروف است عدد رسالاتش از نهصد گذشته در اواخر عمر به جناب شيخ ابو على فارمدى رسيده صاحب مقامات بلند شده پنجاه و چهار سال عمر كرده در پانصد و پانزده وفات يافته ازوست :
گفتم دلا تو چندين بر خويشتن چه پيچى * با يك طبيب محرم اين راز در ميان نه
گفتا كه هم طبيبى فرموده است با من * گر مهر يار دارى صد مهر بر زبان نه
* * *
كس را پس پردهء قضا راه نشد * وز سر قدر هيچكس آگاه نشد
هركس ز سر قياس چيزى گفتند * معلوم نگشت و قصّه كوتاه نشد
* * *
ما جامه نمازى به سر خم كرديم * وز آب خرابات تيمّم كرديم
شايد كه درين مىكدهها دريابيم * آن يار كه در صومعهها گم كرديم
* * *
خاك در كس مشو كه گردت خوانم * گر خود همه آتشى كه سردت خوانم
تا تشنهترى به خلق محتاجترى * سير از همه شو تا سره مردت خوانم
407 منوچهرى دامغانى
اسم شريفش حكيم ابو النّجم احمد در كسب كمالات سعيها برده و از خوان فضائل مايدهها خورده اگرچه در فن شاعرى شاگرد حكيم عنصريست امّا در عذوبت بيان و طلاقت لسان از استادانش برتريست گويند سبب تسميهء او به شصت كله كثرت خيول و مواشيست و بعضى