تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 803

مساهمون:

ص٨٠٣
گفت اين صفات حضرت فخر زمانه است * و الا حميد دين كه سپهر است چاكرش آن جوهرى نسب كه كرامات ايزدى * از نور عقل و شير سخا كرد جوهرش حلمش به‌سوى قلهء ثهلان نظر نمود * نشمرد جز غبار و كلوخى محقرش بس لاغران محنت گيتى كه در جهان * فربه شدند از اثر كلك لاغرش در مدحتش قلم چو كند نظم ملك حرف * يارى دهند جملهء اعضاى ديگرش

و له ايضا

اگر به حكم جفا روى مىبگردانى * ز حسن عهد و رضاى تو دل نگردانم و گر زمانه قصايد به نام من خواند * بجز دفاتر مدح و ثنات كى خوانم

و له

دل طاقت وداع تو كى دارد اى نگار * جان را وداع چون كنم اى جان و اى جهان رفتم غريب‌وار دل از هجر تو كباب * ياد شب وصال تو اندر دل و روان
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 803 | رضا قليخان هدايت