شيعه و در خوارزم به خوشعقيدتى مشهور بودهاند اشعار بسيار داشته از آنچه به نظر رسيده انتخابى شده است ازوست :
من قصائده عليه الرّحمه
دست صبا برگشاد روى عروس بهار * بر سر او چشم ابر كرد ز ژاله نثار
برق برآورد تيغ رعد فروكوفت كوس * سرو علم برفراخت لشكر گل شد سوار
ستر عمارى گل كرد صبا باز و گفت * بلبل بيچاره را چند دهى انتظار
بسكه شكوفه شكفت انجم گويى بريخت * از كمر آسمان بر كمر كوهسار
زان كه بلاله كمان شعلهء آتش برد * شير نيارد گذشت بر طرف مرغزار
بر غزل عندليب شاخ درآمد برقص * كرد شكوفه ز وجد خرقهء خود پارهپار
روز مى و عشرتست وقت نشاط و سماع * نوبت لهو و طرب موسم بوس و كنار
سايهء گل به كنون بابت خورشيد روى * جام طرب در ميان كرده زانده كنار
منزل لشكر همه روضهء رضوان شده است * خواه ببين روى دشت خواه ببين رودبار
خسرو انجم سپاه معطى خورشيد راى * صفدر گردون توان مقبل دريا يسار