عيد همايونفر نگر سيمرغ زرينپر نگر * ابروى زال زر نگر بالاى كهسار آمده
ساقى صنمپيكر شده باده صليبآور شده * قنديل ازو ساغر شده تسبيح زنار آمده
ريحان روح از بوى مى جان را فتوح از روى مى * بزم صبوح از جوى مى فردوس كردار آمده
مى عاشقآسا زرد به همرنگ اهل درد به * زرد صفاپرورد به تلخ شكربار آمده
خورشيد رخشانست مى ز آن زرد و لرزانست مى * جو جو همه جانست مى فعلش به خروار آمده
آن خام خم پرورد كو آن شاهد رخ زرد كو * آن عيسى هر درد كو ترياق بيمار آمده
مى آفتاب زرفشان جام بلورش آسمان * مشرق كف ساقيش دان مغرب لب يار آمده
در ساغر آن صهبا نگر در كشتى آن دريا نگر * بر خشكتر صحرا نگر كشتى به رفتار آمده
آن آبنوسى شاخ بين مار شكم سوراخ بين * افسونگر گستاخ بين لب بر لب مار آمده
بربط چو عذرا مريمى كآبستنى دارد همى * از درد زادن هردمى با نالهء زار آمده
آن لعب دفگردان نگر در دف شكارستان نگر * وان چند صف حيوان نگر باهم به پيكار آمده
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 778
مساهمون: رضا قليخان هدايت
ص٧٧٨