305 عبد الخالق غجدوانى
غجدوان از توابع بخاراست از خلفاى ابو يوسف همدانى بوده سالها در آنجا مرجع خواص و عوام گرديده در فصل الخطاب خواجه محمد پارسا آمده كه روش وى در طريقت حجت است اين دو رباعى ازوست :
گر در دلت از كسى شكايت باشد * درد دل تو ازو بغايت باشد
زنهار بانتقام مشغول مشو * بد را بدى خويش كفايت باشد
* * *
چون مىگذرد عمر كمآزارى به * چون مىدهدت دست نكوكارى به
چون كشتهء خود بدست خود مىدروى * تخمى كه نكوتر است اگر كارى به
306 على رامتينى بخارايى
وى بخواجه عزيزان معروفست و رامتين از مضافات بخاراست وى بخوارزم رفته نساجى كردى و خلق را بطريقت نقشبنديه دعوت نمودى و در همانجا وفات يافت و مدفون شد .
در سفارت خوارزم در اور گنج كهنه به زيارت مشايخ رفتم بر مرقد وى نيز فاتحه دادم ازوست :
قطعه
نفس مرغى مقيّد در درونست * نگهدارش كه خوش مرغيست دمساز
ز پايش بند مگشا تا نپرد * كه نتوانى گرفتش بعد پرواز
* * *
با هركه نشستى و نشد جمع دلت * وز تو نرميد زحمت آب و گلت