294 طاهر چغانى خوارزمى
نامش امير ابو المظفر ملك طاهر بن ابو الفضل بن محمد المحتاج الچغانى همهء اجدادش از امرا و حكام و سلاطين ذوى الاحتشام و ذكر چغانيه در تواريخ مسطور است و چغانيان از ماوراءالنهر است و منسوب بدان را چغانى گويند و چغانه سازيست منسوب به آن ولايت و در آنجا روديست كه چغانى رود نامند و آن نهرى بزرگ است بهر صورت ابو المظفر طاهر اميرى بود جامع كمالات محموده و خصايل ستوده كه نظير و عديلش نبوده فضل وافى و علم شافى داشته گاهى نظمى بر صفحهء زمانه مىنگاشته با شعرا خوش داشته و در زمان محمود غزنوى حكومت طخارستان با وى بوده ابو الحسن فرخى از سيستان نخست به خدمت او آمده مدح وى گفت و قصيدهء داغگاه در مدح اوست و بتوسط وى بسلطان محمود رسيده است و آباء و اجداد وى همه حكام و سلاطين بزرگ بودهاند استاد دقيقى نيز از مداحان اين سلسله بوده است بههرحال امير ابو المظفر گاهى نظم مىسروده ، از اوست :
آن ساقى مهروى صبوحى بر من خورد * از خواب دو چشمش چو دوتا نرگس خرم
و آن جام مى اندر كف او همچو ستاره * تا خورده يكى جام يكى داده دمادم
بربسته هوا چون كمرى قوس قزح را * از اصفر و از احمر و از اخضر معلم
گويى كه دوسه پيرهن است از دوسه گونه * وز دامن هريك ز دگر پارگكى كم
و له
بده باده به ياد ماهرويى * كه بىمى صبر نتوان در فلق بر
به نرگس ننگرى تا چون شكفته است * خورد مى جام بر زرين طبق بر
* * *
به چشم گوزنست و رفتار كبك * به كشى چو گور و بكينه پلنگ
سخن گفتنش تلخ و شيرين دو لب * چنان كز ميان دو شكر شرنگ
كمان دو ابروش وان غمزهها * يكايك به دل بر چو تير خدنگ