و له
اى لب و زلفين تو مهره و افعى به هم * افعى دام تو ديو مهرهء تو مهر جم
در ختنى روى تو حجلهء زنگى عروس * در يمنى جزع تو حجرهء هندى صنم
مريم آبستن است لعل تو از بوسه باش * تا به خدايى شود عيسى تو متهم
خاك توام سايهوار سايه ز من در مدزد * نار نهام برمجوش مار نهام در مرم
و له
گرنه شب از عين عيد ساخت طلسمى به خم * عين منعّل چراست در خط مغرب رقم
كرد رخ آفتاب زرد قواره نهان * بر فلك از ماه نو شد زه سيمين علم
بر زه سيمين ماه گوى زر اختران * بسته در آن كوى زه جيب قباى ظلم
گفتى فراش چرخ ناخن زهره گرفت * كز بن ناخن دويد بر سر دامانش دم
آب بقم شد شفق مه خم و شب رنگرز * از لب خم نيمهيى غرق در آب بقم
ماه سرانگشت خلق اين چو قلم آن چو نون * خلق چو طفلان نو شاد به نون و القلم
از بن گوش آسمان از مه نو هر مهى * حلقه به گوشى شود بر در شاه عجم
مهدى دجالكش آدم شيطانشكن * موسى دريا شكاف احمد جبريل دم
رشح نوالش فزون از عرق بحر و ابر * شرح جلالش برون از ورق كيف و كم