270 شمس الدّين جوينى
جد خواجه شمس الدّين محمد جوينى وزير اباقا خان بوده و صاحب آتشكده اين رباعى را ازو نوشته است :
چون بىرخ دلبر است ايام بهار * عيشم به چه دل باشد و شادى به چه كار
از باغ بهجاى سبزه گو تيغ به روى * از ابر بهجاى قطره گو تير ببار
271 شهاب الدّين مدارانى
اسمش شهاب الدّين بن جمال الدّين مداران نام شهريست از هندوستان و وى از حكما و فضلاى و شعراى مقرر مشهور معروف زمان خود محسوب مىشده طبع عالى و ذهن متعالى داشته وى را شهاب متمره گفتندى امير خسرو گويد :
در مداران مست برخيزد شهاب متمره * بشنود گر نغمهء مرغان دهلى زين نوا
گويند در زمان سلطان ركن الدّين فيروز بن سلطان شمس الدّين اتيتمش سرآمد افاضل عهد بوده در قصايد و مدايح التزامات مشكله نموده از اشعار او نوشته شد .
التزام عدم الف درين قصيده كرده است
منه به برگ سمن پيش تودهء عنبر * ز مشك سوده مكن گرد نسترن چنبر
مبند حقهء بسّد به رشتهء لؤلؤ * مپوش تختهء نقره به حلقهء عنبر