مثال آنكه ببارد ز آسمان باران * چو قبهقبه شود جوى حرص زاب زلال
عجبتر آنكه از آن قبهها برون آيند * بنفشه و گل و نسرين و سرو با پروبال
چه جاى سرو و گل بىروان و بىحركت * كه زان نصيب نيابد به غير چشم خيال
بصحن سينه چو زيوان دل برون آيند * بعرش و فرش رسد بانك زيور و خلخال
رداى احمد مرسل بگير اى عاشق * صلاى عشق شنو هردم از درون بلال
بهل مرا كه بگويم عجايبت اى دل * درى گشايم از غيب خلق را به مقال
همه چو كوس و چو طبليم دل تهى پيشت * برآوريم فغان چون زنى ز زخم دوال
چگونه طبل نپّرد به پرّ كرّمنا * كه باشدش چو تو سلطان زننده و طبّال
چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال * خطاب لطف چو شكّر به دو رسد كه تعال
و له ايضا طاب ثراه
در آب چون نجهد زود ماهى از خشكى * چو بانگ موج بگوشش رسد ز بحر زلال
چرا ز صيد نپرّد بسوى سلطان باز * چو بشنود خبر ارجعى ز طبل دوال