مگردان عمر من چون گل كه در طفلى شوم كشته * مگردان حرص من چون مل كه در پيرى شوم برنا
به حرص ار شربتى خوردم مگير از من كه بد كردم * بيابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا
به هرچ از اوليا گويند ار زقنى و وفقنى * به هرچ از انبيا گفتند آمنا و صدقنا
و له ايضا
تا چرخ برگشاد گريبان نوبهار * از لاله بست دامن كهپايهها ازار
گلزار بين ز سبزه پر از آب نارگون * كهسار بين ز لاله پر از نار آبوار
پنج زمين چو افسر شاهان پر از گهر * شاخ شجر چو گوش عروسان پر از نثار
بر شبه چنگ باز شده غنچههاى گل * بر مثل پاى شير شده پنجهء چنار
زينجا خروش عاشق ز آنجا نشاط دوست * زينجا نفير زير و ز آنجا نواى زار
بر هر طرف بهشتى و در هر بهشت حور * در هر چمن نگارى و در هر نگار يار
مرغى به هر درخت و نوايى به هر وطن * شاهى به هر طريق و عروسى به هر كنار
ايضا مدح سلطان بهرام شاه
اى خندهزنان بوس تو بر تنگ شكر بر * اى طنزكنان نوش تو بر رنگ گهر بر
نظارگيان رخ زيباى تو در راه * افتاده چو زلف سيهت يك به دگر بر
ماند به دل سخت سياه تو از آنست * هم بوسه و هم گريهء حاجى به حجر بر
ديوانه بسى دارد در هر شكن و پيچ * آن سلسلهء مشك تو بر طرف كمر بر
در زينت و در رنگ كلاه و كمر خويش * زحمت چه كشى در طلب گوهر و زر بر
اين اشك من و رنگ رخ من ببر اى شوخ * اين را به كله برزن و آن را به كمر بر
چندين چه نمايى شر از آن چشم چو آهو * خير البشر اينجا و تو مشغول بشر بر
سلطان همه مشرق بهرام شه آن كو * بهرام سپهرش بسزد بنده بدر بر