تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧

35 حسينى گوركانى

نام شريفش سلطان حسين ميرزا بن ميرزا منصور بن ميرزا بايقرا بن ميرزا عمر شيخ بن امير تيمور گوركانى وى زبدهء سلاطين گوركانيه جغتاييه بوده در همه صفات كمال مسلم و در عهد سلطنتش خلايق آسوده‌خاطر بودند و آبادى هرات كه دار الملك او بود به مرتبهء اعلى رسيد و نظام الدّين امير على شير جغتايى نوايى مطاع دولت او مردى فاضل و كامل و كريم بود قريب به ده هزار كس از ارباب هنر را در آن دولت تربيت كرده وظيفه و مستمرى معاش مىداد و كتاب روضة الصفا را امير خواند به نام وى نوشته الحاصل سلطان در اواخر حال مريض و عليل شده پسرانش او را زحمتها مىدادند تا در سنهء 911 درگذشت مدت ملكش سى سال بوده كتاب مجالس العشاق از تصانيف آن سلطان صاحب حال است مولانا نور الدّين عبد الرحمن جامى ملاباشى و مداح او بوده گاه‌گاهى سلطان به نظم فارسى مبادرت مىكرده از اوست :
جانا جفا براى وفا مىكشيم ما * ترك وفا مكن كه جفا مىكشيم ما

36 سلطان حسن صفوى

فرزند شاه سلطان محمّد بن شاه‌طهماسب و برادر اكبر شاه‌عبّاس ماضى است و قبل از سلطنت پدر و برادر در زمان سلطنت شاه اسماعيل ثانى سفّاك از سوءظن او در خطهء رى متوطن بود آخر الامر شاه مذكور جمعى را به گرفتن و كشتن او مأمور كرد و بعد از محاربات و مدافعات گرفتار شده او را به قتل آوردند . اين رباعى از اشعار اوست :