8 احمد خان گيلانى رحمه اللّه
از فضلاى حكام گيلان و از عظماى سادات طبقهء امير كياى ملاطى حسنى بوده برادرزادهء ميرزا على كياست كه در عهد سلاطين تركمانيه حكمران گيلان و مازندران و طبرستان بوده ، در عهد دولت شاهطهماسب بن شاه اسماعيل صفوى استقلالش از تمامت سلاطين گيلان درگذشت و به خلاف آبا و اجداد با صفويه نفاق گزيد - چنان كه در مجلد هشتم روضة الصفاى ناصرى مفصلا مرقوم داشتهام - سرداران شاهطهماسب ، گيلان را تسخير و او را دستگير كرده به خدمت آورده و به حكم شاه در قلعهء قهقهه كه نواب اسماعيل ميرزا هم در آن محبوس بود بردند و به حارسان سپردند و مدتها در آنجا گرفتار بود و بعد از فوت شاهطهماسب ، اسماعيل ميرزا او را بيرون آورده حكومت گيلان داد . در عهد شاهعبّاس ، خايف شده از گيلان فرار كرده به عراق عرب رفته در سنهء 920 وفات يافت اين اشعار از نتايج طبع وقاد اوست :
نشنود از كسى پيام مرا * كه نبايد شنود نام مرا
و له
شام فراق كار من زار مشكلست * صبح وصال ار ندمد كار مشكلست
جان دادنم به پاى تو آسان بود و ليك * محروميم ز لذت ديدار مشكلست
و له
خموشى شب هجرم نه از صبورى بود * دمى كه ناله نكردم ز بىشعورى بود
و له
بخت وارون دوست دشمن يار يار ديگرست * رفت آن روزى كه ديدى روزگار ديگرست