5 سلطان اويس جلاير رحمه اللّه
پسر امير شيخ حسن ايلكانى است . از اولاد امير ايلكان جلاير چهار نفر مدت هشتاد و شش سال سلطنت نمودهاند و وى دويم سلطان آن طبقه است . پادشاهى عدالتگستر و شهريارى رعيتپرور بوده و در هفتصد [ و ] شصت تمامى آذربايجان و ارّان و موغان و شيروان و موصل را ضميمهء بغداد و عراق عرب كرده شرح حالش در تواريخ مضبوط است . مدت نوزده سال بالاستقلال سلطنت كرده در سنهء 776 درگذشت . وى معاصر شاه شجاع آل مظفر است و غالبا در ميان ايشان معادات بوده آن پادشاه دانا را طبعى موزون و اين قطعه را در مرض موت گفته :
ز دار الملك جان روزى به شهرستان تن رفتم * ببودم مدتى آنجا و زانجا با وطن رفتم
غلام خواجهاى بودم بر او عاصى شده عمرى * پس افكندم كفن بر دوش و پيشش با كفن رفتم
همايون طاير قدسم مقفس گشته يكچندى * قفس بشكست و من پرواز كردم تا چمن رفتم
حريفان را بگو ساقى كه آخر گشت دور ما * شما را باد اين محفل به كام دل كه من رفتم
6 ابو يزيد مظفرى رحمه اللّه
از شاهزادگان آل مظفر و به فضائل و خصايل همت و شجاعت موصوف و در مخالفت سلطان عماد الدّين احمد برادر خود كوشيده در كرمان مغلوب و مقهور شد و سلطان احمد جرم او را ببخشيد و سالها با او بود و از برادران فاضل شاعر شاه شجاع شيرازى است از وى است :