مرا زين پيش بودى اى برادر * . . . چون جرّه باز تيزچنگى
به هر صيدى كه مىافگندم او را * نمىدادش مجالى و درنگى
كنون آن باز پرّيدست و ماندست * به دستم تسمهاى و جفت زنگى
و له
از واقعهاى تو را خبر خواهم كرد * وان را به دو حرف مختصر خواهم كرد
با عشق تو در خاك نهان خواهم شد * با مهر تو سر ز خاك برخواهم كرد
7 ايلدرم بايزيد خان عثمانى
از مشاهير سلاطين آل عثمان بود و در اسلامبول سالها سلطنتى بالاستقلال نموده با سلاطين فرنگ محاربه كرده مظفر شده آخر الامر با امير تيمور گوركان مقابله كرده مغلوب شده اسير آمد و در آن زمان كه سنهء 5 [ 0 ] 8 بود رحلت نموده . اين بيت را به نام او در تذكرهاى ديدم :
بيت
هر دود كه بالا رود از سينهء چاكم * ابرى شود و گريه كند بر سر خاكم