در راه شوق تا سر كوى تو عمرهاست * بىدست و پا چو جادهء افتاده مىروم
رباعى
گر مهر رخ تو جلوهپيرا نشدى * يكذرّه ز كائنات پيدا نشدى
ور نقطهء نور تو نگشتى مركز * نه دايرهء فلك هويدا نشدى
* * * به يمن افضال ايزد متعال اين تذكره اواخر سال گذشته كسوت مسوّده پوشيده بود .
امروز كه تاريخ بيست و يكم شعبان سنهء ثمان و خمسين و مأتين و ألف است ، خلعت مبيّضه در بر كشيد و شبديز قلم كه در ساحت رقم گرم عنانى داشت ، به سرمنزل اختتام قيام ورزيد .