سر كويش كه بر بادم دهد هر لحظه آه آنجا * فغان كز آه نتوان داشتن خود را نگاه آنجا
* * *
با خودم هر لحظه ياد او به گفتار آورد * آرى ، آرى ، عاشقى ديوانگى بار آورد
[ 526 ] [ محمّد اشرف يكتاى كشميرى ]
پسنديدهء فصحا ، محمّد اشرف يكتا ، كه اصلش از كشمير است ، مرد خوشفكر بود و طبع موزون داشت . در عهد محمّد شاه پادشاه به خوبى مىگذرانيد ؛ و در سنهء اوسط مائة ثانى عشر به عالم بقا گراييد . از اوست :
جانب ميخانهها پيوسته باشد رو مرا * پشت خم شد در سيهكارى چو آن ابرو مرا
* * *
كى ترك سجده سوى بت دلربا كنم ؟ * كارى كه كافرى نكند ، من چرا كنم ؟
[ 527 ] [ شيخ محمّد انور يكدل مرادآبادى ]
چراغ دودمان نيكنهادى ، شيخ محمّد انور مرادآبادى ، كه يكدل تخلّص مىكند ، مرد خوشرويه و مجسّم اخلاق بود و در شعر و سخن هم صاحب مذاق . پدرش شيخ محمّد خان در هنگامى كه نوّاب آصفجاه در مرادآباد حكمران بوده ، به داروغگى كچهرى و چندى به نيابت ديوانى سرفرازى داشت . شيخ محمّد انور هم از لياقت ذاتى به تقرّب نوّاب و داروغگى باورچى خانه « 1 » امتياز اندوخته و هرگاه كه نوّاب حسب الطّلب
هامش
( 1 ) . حاشيه : مطبخ .