تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 802

مساهمون:

ص٨٠٢
خاك شد جبهه و در راه قدم‌بوسى ريخت * . . . « 1 » سرمه‌آلود نگاهى كه به يادم آمد * كه سرشك شفقى از مژه‌ام طوسى ريخت « لَنْ تَرانِي » كه جواب آمده از پردهء غيب * نمكى بود كه بر زخم دل موسى ريخت بر در بتكده از نالهء زارم ناقوس * همه تن اشك شد و در بر ناقوسى ريخت شمع از اشك رخش بوقلمون سوخت به بزم * جاى اشكش همه خاكستر طاوسى ريخت
* * *
ازبس‌كه سراپا ز غم عشق تو داغم * چون كاغذ آتش‌زده يك شهر چراغم
* * *
سروسامان چه مىپرسى ؟ مرا عمرى است چون كاكل * سيه‌بختم ، پريشان‌روزگارم ، خانه بر دوشم

[ 523 ] [ ملّا محمود يتيم يزدجردى ]

صاحب ذهن سليم ، ملّا محمود يتيم ، كه يزدجردى است ، من مضافات همدان ، از وطن به هند برخورد و سال‌ها در اينجا به سر برد . در نظم‌پردازى طبع خوشى داشت .
هامش
( 1 ) . اين مصرع در متن نسخه نيست .
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 802 | محمد قدرت الله گوياموى