خوش آن دم كز كمال آشنايىها مرا گفتى * كه بگذر پيش مردم بعد از اين بيگانهوار از من
[ 521 ] [ مير يحيى كاشى ]
دمساز سخن تلاشى ، مير يحيى كاشى ، كه اصلش از شيراز است ، پدرش در كاشان رحل اقامت افكند . مير در مراتب نظم دستگاه عالى داشت و استعداد خوشمقالى . در زمان شاه جهان پادشاه از ولايت به عشرتكدهء هند شتافت و در زمرهء مدّاحين بارگاه پادشاهى اختصاص يافت و تا حين حيات به جمعيّت خاطر و اعتبار تمامتر گذرانيد ؛ و در سنهء اربع و ستّين و ألف در شاهجهانآباد به شبستان عدم آرميد . از كلام اوست :
باد ما را به كوى يار نبرد * خاك بر فرق خاكسارى ما
* * *
حرف تو مىبرد ز دل ذوق مى شبانه را * لب بگشا و باز كن قفل شرابخانه را
من كه فراخ روزيم از غم تنگى قفس * عمر شد و نيافتم لذّت آب و دانه را
* * *
غمزهاى هست به دنبال نگاه * آخر صحبت مستان جنگ است
* * *
سرمه را تا خانهزاد چشم مستش يافتم * آنقدر از رشك ناليدم كه آوازم گرفت
[ 522 ] [ احمد يارخان يكتا ]
نظمپيراى بىهمتا ، احمد يارخان يكتا ، كه از قوم برلاش است ، اجدادش در قصبهء