به فكر ميانش ز خود رفتهام * خبر نيست از خود سر مو مرا
از اين غصّهام دل ز جا مىرود * كه جا نيست در خاطر او مرا
[ 489 ] [ لاله حكيم چند ندرت تهانيسرى ]
ناظم نزاكتپسند ، لاله حكيم چند ، كه ندرت تخلّص مىكند ، اصلش از قوم بيس ، و وى از اولاد لاله هروى رام قانونگوى تهانيسر است . در نظمپردازى طبع خوشى داشت و فكر نيكو ، و مشق سخن به خدمت سرخوش مىكرد ؛ و اكثر به صحبت فصحاى نامدار مثل ميرزا بيدل و شاه گلشن و خان آرزو رسيده و مدّتى بارياب محفل بخشى الملك امير الامراء صمصام الدّوله بوده ؛ فأمّا با وجود لياقت و قابليت نقش مرادش خاطرخواه نبست ؛ و در سنهء اوسط مائة ثانى عشر خار اجل به پاى حياتش شكست . از اوست :
سوزد به خاك هم ز تب عشق تن مرا * چون صبح آتشىست نهان در كفن مرا
* * *
گلستان مىشود صحرا ، بود گر جام مى بر كف * به رنگ عينك سرخى كه در پيش نظر باشد
[ 490 ] [ آقا محمّد نصيب اصفهانى ]
صاحب كلام دلفريب ، آقا محمّد نصيب كه مولد و منشأش اصفهان است ، مرد سخنسنج و نكتهدان و پسنديدهء عالىطبعان بود . اواخر مائة ثانى عشر رخت به دار بقا بست . از اوست :