حرف الشّين
[ 262 ] [ شاه ركن الدّين محمود سنجانى ]
سالك مسالك خدادانى ، شاه ركن الدّين محمود سنجانى ، كه به شرف بيعت خواجه مودود چشتى - قدّس سرّه - درآمده ، از صحبت بابركتش بهرهاندوز فوائد موفوره گشت . بيشتر در چشت سكونت مىداشت و مادام اقامت آنجا گاهى بىوضو نبودى و به اقتضاى هواى بشرى دور تر از آبادى چشت رفته ، طهارت مىنمودى و فرمودى كه مقام بزرگان چشت معدن فيوض و بركات است ، در اينجا با طهارت بايد بود . گويند كه بيشتر مردم وى را به سبب اينكه مولدش سنجان كه قريهاى از متعلّقات خاف بوده ، شيخ سنجان مىگفتند . خواجه او را به لقب شاه ممتاز گردانيد و وى همواره به آن مفاخرت مىكرد و مىنازيد ؛ و در سنهء سبع و تسعين و خمسمائة به عالم بقا خراميد . اين چند رباعى از كلام لطيف اوست :
مردان خدا ميل به هستى نكنند * خودبينى و خويشتنپرستى نكنند
آنجا كه مجرّدان حق مىنوشند * خمخانه تهى كنند و مستى نكنند