حرف الألف
[ 1 ] [ ميرالهى اسدآبادى ]
عندليب گلستان خدا آگاهى ، نخبة السّادات ، ميرالهى كه از اكابر اسدآباد ، من متعلّقات همدان است ، به طبع همدان در نظمگسترى پسنديدهء سخنوران و به متانت و لطافت كلام برگزيدهء نظمگستران . مدّتى در صفاهان گذرانيده به صحبت حكيم شفايى و آقا رضى رسيده ، آخر الأمر به هندوستان بهجت نشان برخورده و به سلك ملازمين شاه جهانى منسلك گرديد . مرد خوشاخلاق درويشسيرت بوده و نزد اعاظم روزگار عزّت و اعتبار بيش از پيش حاصل نمود و در سنهء اربعه و ستّين و ألف رهنورد سفر آخرت گشت . از افكار خوش و اشعار دلكش اوست :
مطلع خورشيد مىسازد رخت كاشانه را * سوده مىگردد زبان در وصف زلفت شانه را
* * *