روى بنمايند شاهان شريعت مر تو را * چون عروسان طبيعت رخت بندند از بدن
اين جهان و آن جهان را هم به يكدم بركشد * چون نهنگ درد دين ناگاه بگشايد دهن
رباعيات
بادى كه درآيى به تنم همچو نفس * نارى كه دلم همىبسوزى به هوس
آبى كه به تو زنده توان بودن و بس * خاكى كه به توست بازگشت همهكس
و له
بختى نه كه با دوست بياميزم من * عقلى نه كه از عشق بپرهيزم من
دستى نه كه با قضا درآويزم من * پايى نه كه از ميانه بگريزم من
و له
گشتم ز غم فراق ديبادوزى * چون سوزن و در سينهء سوزان سوزى
باشد كه مرا به قول نيك آموزى * چون سوزن خود به دست گيرد روزى
[ 239 ] [ مولانا سعد الدّين حموى ]
برگزيدهء بارگاه نبوى ، مولانا سعد الدّين حموى ، كه از اصحاب شيخ نجم الدّين كبرى است - قدّس سرّه - ذات شريفش ملبّس به لباس فضائل و كمالات و محلّى به حلّى مجاهده و رياضات بوده ، به علوم صورى و معنوى شأنى و الا و به مراتب فقر و فنا رتبهء عالى داشت . تصنيفات فيض آياتش كه مشتمل بر كلمات دقيقه و رموز مشكلهاند ، عقل متوسّط به درك آن قاصر است .
روزى شيخ صدر الدّين قونوى خليفه شيخ اكبر محيى الدّين بن عربى - قدّس سرّه -