تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
در پى اين و آن نگشتى . نمىداند كه او را براى كدام كار آفريده‌اند » . حكيم به مجرّد اصغاى اين كلام دلكش از جا رفت و راه سلوك پيش گرفت و احرام عزيمت حرمين شريفين به ميان جان بسته ، سعادت زيارت اندوخت ؛ و پس از مراجعت ، به خراسان رفته ، دست ارادت به دامن خواجه يوسف همدانى - قدّس سرّه - زده ، به مرتبهء ولايت رسيد و از اعاظم شعراى طايفهء صافى صوفيّه گرديد . پيوسته از جمع مال‌ومنال دنيوى متحرّز بودى و همواره از صحبت ارباب دول اعراض نمودى . صاحب كلام لطيف و نظم شريف است و ماوراى حديقة الحقيقة ديوانى پاكيزه و سه مثنوى ديگر دارد ، هريكى در بيان مواعيظ ذوق و مواجيد قلوب اصحاب شوق . گفته‌اند كه در وقت احتضار چيزى زير لب مىگفت . حاضرين گوش قريب دهانش نهادند ، اين شعر مىخواند :
بازگشتم ز آنچه گفتم ، ز آنكه نيست * در سخن معنى و در معنى سخن
عزيزى به استماع اين بيت گفت : « طرفه حالى است كه به وقت بازگشت از سخن نيز به سخن مشغول بوده است » . آخر كار در سنهء خمس و عشرين و خمسمائة ترك لباس هستى نموده . از كلمات لطيف اوست : من قصيدة
سال‌ها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب * لعل گردد در بدخشان ، يا عقيق اندر يمن ماه‌ها بايد كه تا يك پنبه‌دانه ز آب و گل * شاهدى را حلّه گردد ، يا شهيدى را كفن روزها بايد كه تا يك‌مشت پشم از پشت ميش * صوفىاى را خرقه گردد ، يا حمارى را رسن
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 372 | محمد قدرت الله گوياموى