خورشيد نباشد اين ، كه آه سحرم * در پنبهء گوش آسمان آتش زد
[ 196 ] [ محمّد امين ذوقى كاشانى ]
مقبول نظمگستران ، محمّد امين ذوقى از طايفهء تركمان كه در كاشان سكونت داشت و در علوم عربيّه از تلامذهء مولانا ميرزا جان شيرازى است ، در فنون نظم طبع نيكو و سليقهء خوشى داشته ، اكثر به سياحت خراسان و عراق و فارس پرداخت . آخر در سنهء تسع و أربعين و تسعمائه در قصبهء لاهيجان به خلوتكدهء عدم منزل ساخته . از اشعار پرذوق اوست :
چه آفتى تو ندانم كه در جهان امروز * محبّت تو دو كس با هم آشنا نگذاشت
* * *
ياد ايّامى كه بهر خاطر من با رقيب * بود او را سرگرانىها كه اكنون با من است
* * *
پس از عمرى كه بهر پرسش من يار مىآيد * غم دل تا نگويم همره اغيار مىآيد
[ 197 ] [ مير اولاد محمّد خان ذكاى بلگرامى ]
صاحب فكر بلند و طبع رسا ، مير اولاد محمّد خان متخلّص به ذكا ، كه برادرزادهء اعيانى مير آزاد بلگرامى است ، ولادتش در سنهء احدى و خمسين و مائة و ألف جلوهء ظهور يافته . بعد تحصيل علوم ضرورى در بلگرام حسب الطّلبهء مير آزاد در عمر بيست و يكسالگى به اورنگآباد برخورد و تا به پنج سال به ظلّ عاطفت عمّ بزرگوار خودش بوده ، احراز فيوض نمود و پس از آن حصول رخصت متوجّه وطن مألوف گشت و به توقّف