تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
در سخن پنهان شدم مانند بو در برگ گل * هركه دارد ميل ديدن در سخن بيند مرا
* * *
بوى گل امشب ز دود شمع مىآيد برون * بلبل اشكى بر سر خاكستر پروانه ريخت
* * *
دلم به هيچ تسلّى نمىشود ، حاذق ! * بهار ديدم و گل ديدم و خزان ديدم

[ 168 ] [ گربخش حضورى ملتانى ]

انجمن‌آراى نكته‌دانى ، گربخش حضورى ملتانى كه اصلش از قوم هنود كبنو است ؛ مشار إليه از مدّتى در مهترا كه به فاصلهء چند فرسخ از شاه‌جهان‌آباد واقع است ، توطّن گرفت . در معرفت اصناف سخن شأنى بلند داشت و به مهارت اقسام اين فنّ فكر لطافت‌پسند . مرد خوش‌اخلاق و باتمكين بود . اوايل حال به خدمت مير محمّد معصوم مشرب مستفيد گشته و با ميرزا بيدل سال‌ها صحبت داشته ، به مشق سخن پخته و پركار برآمد ؛ و مدّتى همراه سيّد قطب الدّين على خان به سررشتهء منشىگرى به وجه قليل قناعت كرد ؛ و در سنهء اوسط مائة ثانى عشر راه باديهء فنا گرفت . از اشعار آبدار اوست :
چشم بهبودى از آن سرو سهى داريم ما * اين عجب كز سرو اميد بهى داريم ما
* * *
به يمن عشق او بر آه و افغان دست‌رس دارم * چه قليان اين دم و دود از طفيل هم‌نفس دارم شنيدم كاروانى مىرسد از جانب كنعان * نظر بر گرد راه و گوش بر بانگ جرس دارم
* * *
تذكرهء نتائج الافكار ( فارسي ) — صفحة 243 | محمد قدرت الله گوياموى