چون شمع تا فتاد به بزمت گذر مرا * در اشك و آه زندگى آمد به سر مرا
* * *
چون دانهء عنب كه بچسبد به برگ تاك * از كف نمىدهم من بىباك شيشه را
* * *
دست بىطاقتيم حيف كه از كار افتاد * جيب شد پاره ، ولى حسرت دامن باقى است
* * *
با آنكه همه عمر نرفتم ز در او * پرسد ز من از ناز تو را خانه كدام است ؟
* * *
به غير از اينكه گريبان صبر پاره كند * كسى ز دست تو ظالم دگر چه چاره كند ؟
* * *
ديگر چگونه خاطر من واشود كه يار * چون بيندم ز دور گره بر جبين زند
* * *
گفتمش قتل من خسته چسان خواهى كرد ؟ * گفت گاهى به تغافل ، به نگاهى گاهى
[ 129 ] [ شيخ آيتاللّه ثناى كشميرى ]
نكتهسنج پيرا ، شيخ آيتاللّه متخلّص به ثنا كه اصلش از كشمير است ، در علوم عربيّه مهارتى داشت و به فكر سخن طبع بالطافتى . اصلاح شعر از شيخ محمّد على حزين مىگرفت . اوسط مائة ثانى عشر به دار عقبى شتافت . از اوست :