تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
و پادشاهى و مال و نعمت و شجاعت و رياست و ظفر و علم بود

روزها ديدن

بهترين روزها روز جمعه و دوشنبه و پنجشنبه و روز روشن و صافى بود

روزه داشتن

در ماه رمضان بزركى و رياست و تندرستى و تربيت و توبه كردن و ظفر بر دشمن و زيادتى نعمت و حجّ كردن و غزا نمودن و پسرى براى او حاصل شود و روزه كشادن روزى حلال بود

روشنائى

دين هدى و علم و حكمت و راه راست و اعتقاد پاك بود

روغن

زن خوبروى و كنيزك با جمال و ثناى نيكو و كلام خوش و روغن كنده زنى بدرو و مردى منافق و كلام زشت و روغن‌فروش مرد فريب‌دهنده بود

روناس

آرايش و ثنا بود

روى خويش

اكر روى خود را خوب و با جمال بيند شرف و بزركى و منزلت يابد و اكر بد و مكروه بيند اندوه باشد حضرت فرموده كه شرف و بزركى و خوارى و حقارت و نظام كارها و دين و ديانت و اندوه و رسوائى و قرض‌دارى و كار نيكو و توفيق طاعت بود

ريواس

اندوه بود و اكر شيرين باشد منفعت بود

ريحان

فرزند و زن و كنيزك و كلام خوش و مجلس علم و كردار نيكو و دوست باشد

ريسمان

سفر و كار مردم و عمر دراز و منفعت باشد

ريش

طعن مردم و عزّت و جاه و تربيت و هيبت و مروّت و نيكوئى و تزويج و مال و فرزند و كمراه شدن و آرايش بود و ريش بمعنى زخم اكر بيند كه ريم و چرك از آن مىآيد او را مال حاصل آيد

ريك

مشغولى دنيا بود خصوص ريك بسيار مال و منفعت و رفعت و ليكن با رنج و عنا باشد

ريوند

اندوه و رنج باشد

حرف الزّاء

زادن

اكر بيند زن كه دختر زاد خير و نيكى به دو رسد و اكر پسر بيند و در حال سخن كويد مرك او باشد

زاغ

مردى فاسق بود و زاغ بسيار لشكر و كرفتن و پنهان كردن آن با زنى در نهان صحبت كردن بود

زاج

غم و بيمارى و خصومت و مصيبت از طرف زنان باشد

زالو

دشمن طمّاع بود

زانو

معيشت بود

زبان

حكمت و رياست و ترجمان و وكيل بود

زبرجد

مال و خرّمى و منفعت بود

زبور

اكر بيند كه زبور مىخواند توبه كند و زاهد كردد

زخم

ظفر يافتن و خيرات و منفعت رسيدن و نقصان مال بود خاصّه كه از آن خون آيد

زردچوبه

بيمارى بود

زدن

شفاعت و جدل و آسان شدن كار مشكل و سفر و شرف و بندكى و مال حرام باشد

زر

مردان را غم و زنان را نيكو بود و اكر بيند كه كان زر يافت عزّت و بزركى يابد و دختر خوب‌صورت نكاح كند

زردالو

اكر بوقت و شيرين بود هر قدر بخورد بعدد آن دينارى او را حاصل شود و اكر ترش بود بد باشد

زره

حضرت صادق ع فرمايد كه ايمنى و حصن و قوّت و مال و زندكانى نيكو بود و زره‌كر مردى ادب‌آموز باشد

زرنيخ

رنج و بيمارى باشد

زعفران

اكر بيند كه زعفران دارد مردم او را مدح كنند و اكر بيند كه جامهء خود را از زعفران رنك نمود بيمار شود و اكر بيند كه زعفران بسيار دارد مال و نعمت يابد

زغن

پادشاه متواضع بود و فرزند و مال و نعمت باشد و اكر بيند كه مطيع او نشد غلامى يابد و آن غلام پادشاه باشد

زفت

اندوه و بدنامى باشد

زكات

اكر بيند زكات مال داد بشارت و خير و بركت و آسان شدن كار مشكل و قضاء حاجت و رهائى و رستن از غم و زيادتى مال و ظفر بر دشمن بود

زكال

يعنى زغال مال حرام بود و اكر بيند كه جامهء او از آن سياه شد از پادشاه رنج و مضرّت يابد

زكام

بيمارى و خشم كرفتن و منفعت اندك بود

زمرّد

فرزند و برادر و كنيز خوب‌روى و كلام خوش بود هرچند بزرك‌تر تاويل آن قوىتر

زمستان

اكر سخت و سرد بيند از پادشاه زيان رسد و اكر ملايم بيند پادشاه عادل بود

زمين

مطلق زمين دنيا و مال و ملك بود و اكر بيند حركت كرد خوب نباشد

زن

شادى و مقصود و زيبائى و شغل دنيوى و فراخى نعمت و قحطى و تنكى و توانكرى باشد

زنّار

اكر بيند كه زنّار در ميان دارد اكر مستور بود پاكدين باشد و اكر فاسق بود كافر كردد

زنبور

فرومايكى و غوغا و مردمان دون و لشكر و ملخ و دشمن و فرزند بود و اكر بيند كه او را كزيد آزار كشد

زنبيل

ديدن و داشتن آن زن و فرزند و كنيزك و خادم و قوام دين و صلاح تن و عمر دراز و مال و نعمت و بركت و ميراث بود زنبيل‌باف خداوندكار بود

زنجبيل

غم و خصومت و زيان بود

زنجير

معصيت بود
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 641 | زين العابدين شيروانى