تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
و كلام دروغ بود به اندازه صداى او و فاش شدن راز و مصيبت بود

سفر كردن

نيكو بود خصوص سوار باشد

سفره

كنيز و خدمتكار و كسب معاش بود

سفرجل

سفر دراز و اندوه و بيمارى و فرزند بود اكر رنك او سبز بود نفع يابد و خوردن آن سفر خير بود

سقّا

مرد ديندار بود و سقّائى كردن كارهاى خير كند

سك

دشمن دوست و پادشاه طامع و دانشمند و خادم بدفعل و مردم‌آزار بود و اكر بيند كه سكى ماده بر او بانك كرد زنى فرومايه او را آزار كند

سلاح

قوّت و بزركى و دولت و ولايت و رياست و حصن بود و سلاح‌ساز پادشاه بزرك باشد

سلام كردن

ايمنى و شادى و اقبال و منفعت و مال و زنى خوبروى بود

سماق

خصومت بود

سماروغ

در آن خير نبود

سمور

مردى كافر و راهزن و ظالم بود

سم

فرزند بود و اكر بيند كه در پاى خود سم داشت مانند سم اسب و خر عمر خود را به خوشى كذراند

سنان

ولايت و حجّت و ظفر و رياست و نفع بود

سنجاب

مردى غريب و توانكر و آميزنده بود

سنجد

مالى بود كه از مرد صالح برنج بدست آيد

سندان

بزركى و منفعت و قوّت و ملك و اقبال در كارها بود

سنك

مال و بزركى و سختى در كارها و كسب برنج حاصل كردن و اكر بيند كه سنك انداخت او را تهمت بزنا كنند سنك سياه و سفيد منافق باشد

سوارى

ابن سيرين كويد كه اكر بيند كه سوارى مىكند بر قدر آن اسب و صلاح از پادشاه بزركى و نعمت يابد

سورهاى قرآن

معبّران جهة هر سوره تاويلى كرده‌اند و مطلق قرآن خواندن نيكو باشد

سوزن

صلاح كار باشد

سوسمار

مردى عرب بود و خوردن كوشت او مال و منفعت بود و بانك او مصيبت باشد

سوسن

كنيزك بدخو بود

سوكند خوردن

اكر راست خورد هدايت يابد و اكر دروغ خورد بد باشد

سوراخ

اكر در كوهى بود و درون او شد از راز پادشاه آكاه شود

سيب

فرزند و نفع و بيمارى و كنيزك و خواسته و فرمانروائى و صاحب‌خبر غايب و حاضر بود دانيال ع كويد كه سيب در خواب همّت بيننده بود

سير

ديدن و خوردن مال حرام و كلام زشت از پس مردم و اندوه و كريختن و سختى بود و اكر بيننده مرد صالح بود توبه كند

سيماب

مكر و حيله بود

سيل

دشمن بزرك و پادشاه ستمكر و بلا و فتنه و غايب و عقوبت بارىتعالى بود

سيم

نقره بود بيننده سيم نقره يابد در تأويل مردى بود كه خلق در پيش او سخنان زشت و خوب كويند

سينه

علم و حكمت بود و سخاوت و كفر و ايمان و زندكانى و مرك بخيلان باشد ابن سيرين كويد شريعت باشد

حرف الشين

شاخها

ديدن شاخهاى درخت برادران و خويشان و اهل بيت صاحب خواب بود و اكر شاخ درخت ديكران بيند خير و شرّ آن خواب بر صاحب آن كند

شادى

غم و اندوه بود و اكر خود را خندان بيند اجل او نزديك باشد

شانه

مردى باشد كه با دوستان موافق باشد

شاهين

حضرت صادق ع فرمايد كه قدر و منزلت و فرمانروائى و مال و نعمت و فرزند و اكر بيند كه مطيع او شد از پادشاه ظالم بزركى يابد

شب

اندوه بود و شب ماهتاب عيش و راحت بود

شبانى

بخت و اقبال و شبان ديدن مردى صالح و مدبّر باشد

شب‌بازى

ديدن و كردن كلام باطل و محال بود

شب‌پره

مردم كمراه و محروم باشند

شپش

دشمن ضعيف باشد

شتاب

در خواب درنك و صبر در بيدارى باشد

شراب

حضرت صادق ع فرمايد كه زن و خادم و كنيز و قوام دين و صلاح تن و عمر دراز و مال و نعمت و خير و بركت و مال از طرف زنان باشد

شرم

كردن خير و صلاح باشد

شستن

در خواب تن و سر شستن به آب نهر و جوى و حوض و دريا اين جمله دليل كند كه از غم و اندوه نجات يابد حضرت فرموده كه شستن به آب سرد دليل توبه كردن و عافيت از بيمارى و رستكارى از زندان و ايمنى از ترس و شستن به آب كرم غم و بيمارى و شستن روى برآمدن مراد و شفا يافتن و حجّ كردن و فرح يافتن از غم و ايمنى از خوف و دين پاك و حاجت‌روا شدن باشد

شطرنج

ديدن آن بهتان و كلام دروغ بود در هر حال ديدن آن خير نبود

شعر خواندن

اكر غزل و هجو و مدح باشد خوب نباشد و اكر اشعار توحيد و بيان حقيقت باشد نيكو بود

شغال

جنك و خصومت با خويشان و نزديكان و خوردن كوشت او مال حرام باشد

شفتالو

اكر زرد