تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
رجايى و سيّد محمود مرعشى ، نشر كتابخانه مرعشى ، 1409 ق ، ص 63 به بعد . و نيز روضاتى ، سيّد محمّد على : جامع الانساب ، نشر مهرآيين ، اصفهان ، 1335 .
شرح
( 251 ) - مجمع البحرين : بيروت ، المجلّد الاوّل ، صص 74 - 273 و همان ، طبع ايران ، مجلّد اوّل ، صص 36 - 35 ( 252 ) - براى انواع وجه تسميه‌هاى غريب ديگر ر ك : آتشكدهء اردستان ، ج 1 ، صص 67 - 166 و نيز شادروان محيط طباطبايى در اين باب گويد : « طباطبا ، كلمه‌اى نبطى است نه عربى و به معنى سيّد السّادات بوده است . وقتى ابراهيم طباطبا پسر اسماعيل ديباج و نبيره حسن مثنّى ، از زندان منصور در شهر انبار نجات يافت و ناگزير به سكونت در تبعيدگاه خانوادگى خود در عراق شد ، نبطيان بومى بين النّهرين كه هنوز كاملا مستعرب نشده بودند و به لهجهء آرامى ديرين خود سخن مىراندند ، او را لقب « طباطبا » دادند ؛ زيرا در كردار خود ، مردى سنجيده و درخور احترام معرفى شده بود » ( دورهء مجله يغما ، ج 18 ، ص 42 ) آن مرحوم همچنين جاى ديگر مىگويد : « جدّ پنجم ابو الحسن شاعر ، ابراهيم طباطبا بوده كه اين لقب را نبطىهاى بين النّهرين ، به واسطهء جلالت قدر و تقوا و فضيلتى كه در نظر ايشان داشت ، به او داده بودند و معنى آن « سيّد السّادات » يا « خواجه خواجگان » است . » ( ديوان مجمر ، مقدّمه ، ص ج . ) ( 253 ) - مجله چملان اصفهان : « محله‌اى در اصفهان كه امروزه آن محله را سنبلستان مىخوانند و عوام اصفهان آن را چلمان ادا مىكنند . در كتاب‌هاى قديم به هيئت‌هاى سنبلان و شنبلان و چنبلان و چمبلان ( ر ك : ذكر اخبار اصفهان ، ج 1 ، ص 17 ؛ محاسن اصفهان ، ص 81 با ترجمه : ص 51 با مجمل التواريخ ، ص 525 ؛ نصف جهان : ص 26 ؛ روضات الجنات ، ج 4 ، ص 213 ) هم ضبط شده است . در اين محل بنايى به نام قصر چملان ( در سند وقف : قصر جميلان ) و كوچهء آن به « در قصر » مشهور است . . . » ( تعليقات تاريخ اصفهان ، ص 56 ) اين محل در گذشته داراى آثار معظم ديگرى نيز بوده است . شبى در قصر چلمان خدمت فرهاد ( يا : استاد ) مىكردم . عوام مىگويند خسرو قصر چلمان را براى شكر اصفهانى - معشوقهء خود - كه او را به روى شيرين برآورده تا به رشكش آورد ، ساخته بود . ( 254 ) - تاريخ وقف‌نامه 316 ق است . ( نقل از آتشكده اردستان ، ج 2 ، ص 343 و نيز ترابى طباطبايى ، سيّد جمال الدّين : نسب‌نامه ، ص 11 ) ( 255 ) - نساء / 11 ( 256 ) - پيداست اين مطلب را در تاريخ 1242 ق مىنوشته است ، چون 926 ق را اگر به تاريخ وقف‌نامه كه 316 ق است ، علاوه كنيم 1242 ق به دست مىآيد . ( 257 ) - « طبق محتويات وقف‌نامهء مورخ رمضان 316 ه ق مقارن سلطنت مرداويج كه سواد آن در 877 ق به‌وسيله عده‌اى از علماى زمان اصفهان ، از آن جمله قاضى روح اللّه و عبد السلام بن محمّد و