بقا 208
كه اسمش سيّد كاظم و شرح احوالش سابقا ، مرقوم قلم راقم است ، در « 1 » تاريخ در ملائك شهپر مسجد اقصى اثر ، اين قطعه را منظوم آورده ، معروض داشت . كاتب ، در اين سفينه نگاشت .
قصيده
به عهد دولت شاهنشه سليمان فر * خديو خطهء ايران ، خدايگان جهان
يگانه فتحعلى شاه ، آنكه چرخ بلند * به بندگى درش بسته از مجرّه ، ميان
سپهر شرع نبى ، آفتاب كشور و دين * ضياى مذهب و ملّت ، مربّى ايمان
سمى قبلهء پنجم ، محيط علم كه هست * ز نسل موسى كاظم ، امام كون و مكان
به خاك درگه او ، جبههسا ، همه اشراف * به سمّ مركب او بوسه زن همه اعيان
قضا نهاد به حكمش بناى اين مسجد * قدر ببست به امرش چو پيشكار ، ميان
نظير رفعت هر طاقش ، آسمان بلند * شبيه شمسهء ايوانش ، آفتاب جهان
ز صوت مُقرىاش ، اهل صوامع ملكوت * صباح و شام ، به تسبيح حضرت سبحان
تبارك اللّه از اين كعبهسان بنا ، كآمد * به هر درش ز فلك ، فوجى از ملك ، دربان
درى كه حق بگشادى عيان به محفل قدس * درى كه باز شد از حق نهان به خلوت جان
اگرنه رونق ايمان بود ، چرا هر شام * فروزدش به قناديل ، مشعل ايمان ؟
اگرنه منزل وحى است ، ازچهرو گردد * نزول خيل ملائك ، به مقتداى زمان ؟
دبير پير خرد خواست سال تاريخش * رقم زند كه بماند به دهر ، جاويدان
رقم نمود بقا ، بهر سال تاريخش * « درى گشوده شد از كعبه نو به اصفاهان »
هامش
( 1 ) - به جهت