توصيف مسجد گردون اساس و تاريخ آن بناى سدره مبناى آسمان كرياس ، رطب اللّسان است .
قصيده
شكر يزدان را كه از تاييد بنّاى قدر * منّت ايزد را كه از معمارى حكم قضا
خانه علم و سراى فضل ، معمورى گرفت * جهل را معموره شد ويرانتر از ويرانسرا
علم را جان بر تن آمد ، جهل را جان شد ز تن * اين مگر آب بقا نوشيد و آن زهر فنا
فضل را رونق فزود و علم را بگشود دست * عقل را بازو قوى شد ، جهل را بشكست پا
آفتاب علم و دانش ، آسمان عزّ و شان * نيّر برج فضيلت ، عالم علم الهدى
افتخار ملّت و دين ، حامى شرع مبين * سرور مسندنشين ، بر مقتدايان ، مقتدا
گوهر دُرج فضائل ، درّ دُرج اجتهاد * كامد اندر هفت كشور حاكم و فرمانروا
نور حقّ سيّد محمّد باقر آن والاگهر * كامد از احكام محكم ، حاكم حكم خدا
هم به پاى پايهاش ، ارباب معنى راست سر * هم به عالىمدرسش ، اهل حقيقت راست جا
هرچه غير از خدمتش باشد همه اندوه و غم * هرچه غير از طاعتش شايد همه جرم و خطا
از سموم قهر او پستى برد خاك گران * وز نسيم لطف او هستى دهد آب بقا