نورى 202
بحر زخّار حكمت ، قاموس بىكنار معرفت ، محيط دانش ، سپهر بينش ، شيخ الحكماء ، استاد العرفاء ، حكيم نورانى ، افلاطون ثانى ، مولانا على النّورى - نور اللّه صدره و رفع اللّه قدره - كه مجملى از محامد ذات كاملالصفاتش ، در صدر كتاب ، مرقوم قلم مآثر رقم گرديده ، به برخى از اوصاف جميلهاش ، كتاب مزبور ، زينت ديده . پيوسته جنابش را به تأسيس اين « 1 » اساس آسمان كرياس ، تحريض فرمودى و موارد صحبت را به همين مقدّمه تخصيص نمودى .
پس از اقدام و اتمام شبستان سمت شرقى كه شايسته محلّ نماز و سزاوار راز با معبود بىنياز آمد ، حكيم معظّم اليه با آنكه سنين عمر شريفش از هشتاد متجاوز است و در مراتب شيخوخيت و كهولت ، نهضتش نه بر نهج سهولت است ، هنگام اداى فرائض ، خاصّه در ماه صيام ، در آن خجسته مقام به مراسم عبادت قيام فرمايد . به واسطهء شوق شديد جنابش ، به آن بناى حرم مبنا ، « 2 » از بحر طبع گوهرزا ، لآلى چند ، زيب بر و دوش آن كعبه اصحاب راز و قبلهء ارباب نياز فرمودهاند . 203 قدرى از آن جواهر زواهر را تيمّنا ، زينتافزاى اين سفينهء پرگوهر و لآلى « 3 » آورد .
رباعى
آن قبّه كه آسمان ، كمين پايهء اوست * اين قبّه بود ، كه آسمان سايهء اوست
زين فضل و شرف ، گر آسمان فخر كند * زيبد كه در افتخار ، سرمايهء اوست
قطعه
هان شبستان حرم بين كه به معنى روز است * روز نوروز و شب قدر ز بس فيروز است
ناله از سينه و آه از دل تارت ، نورى ! * بركش اينجا كه چراغش ، دل تار افروز است
هامش
( 1 ) - آن
( 2 ) - آسا
( 3 ) - ( ندارد )