طلعت 204
اسم شريفش ، آقا محمّد است . از معارف شعراى اصفهان ، بلكه از فصحاى مشهور زمان است . به شغل شريف تجارت ، روزگار مىگذراند و شاعرى را واسطهء معيشت نداند . چون ديگر شعرا ، بر در اين و آن نپويد و روزى بهجز از قاسم ارزاق نجويد . صفات حميدهاش نه در آن پايه كه به تلفيق بيان آيد و خصال پسنديدهاش نه به حدّى كه خامهء دو زبان ، به تنميقش ، زبان گشايد . به مدح اكابر روزگار ، به اميد صله و انعام ، خامه بر آمه نيارد و چنانچه برحسب اتفاق ، مدحتى نگارد ، جز طريق مناعت نسپارد « 1 » و خود را نظير عبد الواسع جبلّى شمارد كه گفته است : 205
بيت
عالى است همتم به همهوقت ، چون فلك * صافى است نسبتم به همه نوع ، چون هوا
در پاى جاهلان نپراكندهام مديح * وز دست ناكسان نپذيرفتهام عطا
غزليّات شورانگيزش ، مشهور است و قطعات و قصايد فصاحت آميزش ، آويزهء گوش نزديك و دور . در انواع شعر ، نهايت مهارت دارد و در فنّ تاريخ كه اصعب انواع شعر است ، كمال قدرت دارد . سالها است كه با كاتبش ، بنيان الفت محكم و صحبت فرحبخشش ، زدايندهء اندوه و غم است .
در اين مدّت كه تذرو زاغ منقار خامهام ، طولى شكرستان مآثر الباقريّه بود و طاووسان كبك خرام اشعار فصحا را بلبل نواسنج رياض خاطر فضلا مىنمود ، مشار اليه چون مرغ خوشالحان رياض شريعت غرّا و طاير گلستان ملّت بيضا است ، پيوسته درّاج طبعش در هواى آن چمن ، نغمهخوان و كبوتر دلش ، به شوق آن گلشن ، بالافشان بود .
به مضمون « الامور مرهونة باوقاتها » در اين وقتش مرام ، حاصل و به كام دل ، متواصل آمده .
در مديح سركار شرايعمدار قدوة الايام مقتدى الانام - متع اللّه بدوامه الاسلام - عذب البيان و در
هامش
( 1 ) - ( ندارد )