ثاقب 84
اسمش ، آقا محمّد حسين ، خلف الصدق جناب ستوده آداب ، مولانا ملك محمّد بن مولانا محمّد ، الشهير به قاضى عسكر كه در زمان خاقان معدلت شعار ، آقا محمّد خان قاجار ، به مقتضاى فنون فضل و هنر و طلاقت لسان و رشاقت بيان ، به منصب منادمت ، سرافراز و به كتابخوانى مجلس همايونش از همگنان ، ممتاز بود . به شغل شريف قضاى عسكر نيز سربلند و زيبافزاى دارالقضاى آسمان مانند بود . پس از رحلتش به جوار رحمت ايزدى ، مولاناى مشار اليه ، حسب الحكم خاقان گيتىستان و خديو صاحبقران ، فتحعلى شاه قاجار - خلّد اللّه ملكه و جرى فى بحر الخلافة فلكه - به همان منصب ، سرافراز و مباهى ، و نازش ، بر ماه تا ماهى است .
مشار اليه نيز جوانى است ستوده خصال ، پسنديده احوال ، رفيقى مهربان و شفيقى نكتهدان است . طبعش بلند و نظمش دلپسند است « 1 » . به علوم رسميّه ، آراسته ، و از جميع نقايص پيراسته است .
به سياق وصّاف و معجم ، تاريخى نگاشته كه مقدور كمتر كسى از مترسّلين اين زمان است ، و از آن تلفيق رشيق ، اين معنى ، عيان .
اينك در دربار پادشاه جمجاه ، از ندماى خاص و به شغل شريف وقايعنگارىاش ، اختصاص است . در مراتب شعرى ، به طرز فصحاى متقدّمين ، آشنا است و اين قصيده كه در مديح جناب مستطاب قدوة الايام مقتدى الانام گفته بدين معنى ، گوا .
قصيده
ديدم به خواب صبحدمى ، سورى استوار * بر آن ، دَه و دو برج ، چو افلاك ، پايدار
هامش
( 1 ) - ( از اينجا به بعد چنين است : « با آن كه كم كار است و تازه خيال » تا « به سياق » )