تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
قصيده « 1 »
غالب به گاه بحث ، چو شير خدا به خصم * تيغ زبان تيز بيانت چو ذو الفقار ماهيّت تو را عرضِ لازم است جود * دست تو را به ريزش زر ، نيست اختيار !
قصيده « 2 »
نزد ضمير عقده‌گشاى تو ، آفتاب * روشن به پيش عقل ، كه از ذرّه كمتر است از قدر رفعت تو چه گويم كه آسمان * كاخ جلال قدر تو را حلقهء در است سايد بر آستان تو ، بس جبهه آسمان * پيشانىاش هماره ازآن‌رو مجدّر است ازبس‌كه ريخت سيم و زر از دست جود تو * روى زمين چو چرخ برين ، پر ز اختر است « 3 »
هامش
( 1 ) - له فى المديحه ( 2 ) - ايضا له فى المديحه ( 3 ) - ( اين بيت را ندارد )