ج 1 ، 1345 ( ذيل « ادريس » ) آمده است : « او را مخترع لباس و قلم نويسندگى مىدانند » ، امّا افسانهاى بودن اين قضيّه تصريح نشده است .
شرح
( 12 ) - متن : « كعبى » ؛ قياسا تصحيح شد .
( 13 ) - متن : « اينجا » ؛ قياسا تصحيح شد .
( 14 ) - - تاريخ ادبيّات در ايران . . . ، ج 1 ، چ 8 ، 1367 ، ص 571 ( چ 1 ، 1332 ، صص 481 - 482 ) .
( 15 ) - اشتباه تاريخى معروف را صاحب تذكرهء حاضر نيز تكرار كرده است . براساس پژوهشهاى محقّقان ، اسدى در 465 ه . ق . ( پنجاه سالى پس از وفات فردوسى ) درگذشته است و تقريبا محال است استاد فردوسى بوده باشد . بنابراين ، همهء عبارت اين بند بىاساس است . - تاريخ ادبيّات در ايران . . . ، ج 2 ، چ 9 ، تهران ، فردوس ، 1368 ، صص 403 - 405 .
( 16 ) - متن : « خواست » ؛ قياسا تصحيح شد .
( 17 ) - اينكه اصل عسجدى از هرات بوده و شاگرد عنصرى دانسته شده ، مورد ترديد محقّقان است . - تاريخ ادبيّات در ايران . . . ، ج 1 ، چ 8 ، 1367 ، صص 577 - 578 ( چ 1 ، 1332 ، ص 487 ) .
( 18 ) - - تاريخ ادبيّات در ايران . . . ، ج 1 ، چ 8 ، 1367 ، صص 458 - 459 ( چ 1 ، 1332 ، ص 410 ) .
( 19 ) - چنين است در متن ؛ ظ . « كنيم » درست است .
( 20 ) - عسجدى و فرّخى ، شاگرد عنصرى نبودهاند . - تاريخ ادبيّات در ايران . . . ، ج 1 ، چ 8 ، 1367 ، ص 532 و صص 577 - 578 ( چ 1 ، 1332 ، ص 449 و 487 ) .
( 21 ) - درست نيست ؛ ناصر خسرو متولّد قباديان ( از نواحى بلخ ) است . - تاريخ ادبيّات در ايران . . . ، ج 2 ، صص 443 - 444 .
( 22 ) - ظ . نادرست است ؛ اين مطلب را كه ناصر خسرو ملازمت ابو الحسن خرقانى كرده است ، هيچ جا نيافتيم .
( 23 ) - متن : « ثلثين » ، كه نادرست است .
( 24 ) - « غرجستان » درست است . - ديوان عبد الواسع جبلى ، چ ذ . صفا ، تهران ، امير كبير ، چ 3 ، 1361 ، صص سيزده - چهارده . نيز - تاريخ ادبيّات در ايران . . . ، ج 2 ، ص 650 .
( 25 ) - خاقانى ، شروانيست ( منسوب به شروان ، شهرى در جنوب شرقى قفقاز ) . - ديوان خاقانى شروانى ، چ ض . سجّادى ، تهران ، زوّار ، چ 4 ، 1373 ، صص هشت - ده . خود خاقانى در اواخر قصيدهاى گفته است :عيبِ « شروان » مكن كه خاقانى * هست از آن شهر كِابتداش « شر » است( ديوان ، همان چاپ ، ص 68 )
( 26 ) - در اينكه خاقانى شاگرد فلكى بوده ، ترديد هست . - ديوان خاقانى شروانى ، چ سجّادى ، صص چهارده - پانزده .