بودى كه حاجت به تفصيل نيفتادى ، لاجرم به ذكر بعضى « 1 » از متوسطان نيز كه انسى به صناعت آنها را حاصل شده و شعرشان را شعار قبولى شامل بود ، عنان ادهم قلم معطوف نموده تا اداى حق هر ذى حقى شده باشد و هم اين مجلس سامى را پيرايهء جمعيّتى بهم رسد و چون هركس را در هر صنف [ مايه و نصيبى متفاوت است ] « 2 » در ذيل ترجمهها موافق شناخت خود بدان اشارت مىنمايد « 3 » و شيوهء راست قلمى « 4 » را فرونمىگذارد ، نه مانند « 5 » جاهلان كه بىتميزى را كتابى كنند و هرگز از افراط و تفريط مصون نمانند .
صفحهصفحه ستايش « 6 » بىموقع و باطل و مقولات لاطائل و اجحاف و اعتساف را انشا « 7 » و رنگينى كلام پندارند و ژاژخايى را هنرفروشى انگارند و به هركه طبع غرضمندشان مايل باشد هر كذب و غلو كه توانند درهم بافند و از هركه به مرضى مغرض باشند خفض قدر « 8 » او را نصب عين سازند .
و بر اذكياى كرام مخفى نيست « 9 » چنان كه هيچكس به مجرد دانستن و افادهء چند مسأله نحو ، نحوى نشود و به گفتن دو سه مسألهء هندسه مهندس نگردد .
همچنين از كسى كه در مدّت عمر سه چهار بيت يا صد و دو صد بيت سر زده باشد ، هرچند شايسته بود شاعر نشود و در سلك اين صنف معدود نگردد . لهذا از ذكر اين قسم مردم اعراض مىنمايد « 10 » و الّا كمتر كسى باشد كه چند مصرع موزون « 11 » بر زبانش نيامده باشد .
هامش
( 1 ) . جمعى .
( 2 ) . در هر صنف مايه و نصيبى متفاوت است . در نسخهء « ت » عبارت در هر صنف پايهء بود و نصبى متفاوت است آمده است .
( 3 ) . در نسخه « پ » كلمهء اشارت حذف شده است .
( 4 ) . شيوهء عدل و راست قلمى .
( 5 ) . نه چون .
( 6 ) . ستايشهاى .
( 7 ) . در نسخه « پ » كلمهء « انشاء » حذف شده است .
( 8 ) . و از هركسى كه معرض باشند حفظ قدر .
( 9 ) . مخفى نماند .
( 10 ) . اعراض نمود .
( 11 ) . كلمهء « موزون » در نسخهء پ حذف شده است .