چوپان و چوب لاسلس و گوسپند و كارد * ساطور و سنگ و مصقل و قصاب كرد يخ
* * *
گو سپندانند با قصاب جرك عاشقان * روز و شب در انتظار عيد قربان تواند
* * *
ز سيلاب سرشك لالهگون قصاب در صحرا * پر از خون مىكنم دامان صحرا تا چه پيش آيد
* * *
ز آب ديده به راهت هميشه كاسهء چشم * چو جام پر به كفِ رعشهدار لرزد و ريزد
* * *
نشستن با تو و بر خود نباليدن ستم باشد * تو را ديدن دگر در پوست گنجيدن ستم باشد
* * *
هلاكم مىكند با آنكه مىرنجد ز من بى جا * چه سازم گر خدا ناخواسته روزى بجا رنجد
* * *
ما بار عشق بر دل پر غم گذاشتيم * چندين هزار غم به سر هم گذاشتيم
* * *
چو سيل سينه پرافغان و چهره خاكآلود * به كوه و دشت گذارى كه داشتم دارم
* * *
اى مهر دلفروز گل روى كيستى * و اى ماه نو نمونهء ابروى كيستى
تا صبح همچو شمع ز حيرت گداختم * اى شام تار حلقهء گيسوى كيستى
* * *
دندان كه در دهان نبود خنده بدنماست * دكان بىمتاع چرا وا كند كسى